بالاتر از ترانه...

...

جور دیگر باید دید...

یه اتفاق یا درست تر بگم به برخورد که واسه خییلییی سال قبل بود همیشه ناراحتم میکرد...همیشه به اون منِ کوچک اون موقع فکر میکردم دلم بشدت براش میسوخت..یه اتفاق کاملا ساده بود ولی خیییلییی عذابم میداد...بارها برای عزیزانم تعریف کرده بودم تا شاید اینجوری از شدت ناراحتیی که موقع فکر به اون برام ایجاد می شد کم بشه ولی خب تاثیری نداشت...دیشب توی یه رمان میخوندم که چطور یکی همه تلخی های پشت سرشو همونجا رها کرده..وقتی خودمو مقایسه کردم با اون شخصیت حجم عظیمی از این ناراحتی که اون خاطره به یادم می اورد از بین رفت..الان که فکر میکنم میبینم چقدر بیخود دائم اون ماجرا رو مرور میکردم و خودمو عذاب دادم..حالا خوشحالم..نه عمیق ؛ولی حس خوبی دارم...

‍ ای کاش،

دلم پنجره‌ای دیگر داشت!

ای کاش،

دلم فقط شقایق می کاشت!

ای کاش،

کسی می آمد و غم‌ها را

از قلبِ اهالی زمین برمیداشت.


#سهراب_سپهری ❤️

بی حسی


میگفت:تو به من حسی نداری!

میگفتم:من از خواب پا میشم دوتا

سیلی به خودم میزنم ببینم

به خودم حس دام یانه!

توره چیکا کنم؟

کسی در من دیوانه شده..

کسی در من دیوانه شده

دیوانه ای که میخواهد از پنجره آشپزخانه

به پرواز دراید

لیوان چایش را در هوا خالی کند

از چیزهایی لذت میبرد ،

که هیچکس نمیبرد

نگه داری از این دیوانه برایم سخت است

دست هایم را بسته ام ...

تا او شیشه ها را نشکند

پاهایم را بسته ام ...

تا او از لبه ی پرتگاه به راه رفتنش ادامه ندهد

به دهانم چسب زده ام

تا او خواب ِ شهر را بر هم نزند .

کسی در من دیوانه شده ...

من از او میترسم !


 #رسول_یونان



محبت

‏وقتی  میخوایین به یکی محبت کنین اول رو یه قسمت از پوستش امتحان کنین  ببینین حساسیت  نداره بعد

پ.ن:اقا حتما امتحان کنید اول.ضرر که نداره..

تنهاااییییی

‏شب ها افکاری از قبیل من چقد تنهام،من چقد تنهام،من چقد زیاد تنهام و من بسیار تنها هستم به ذهن ادم خطور میکنه.


پ.ن:ادم اینجا احساس غربت میکنه😐😞حس میکنم دارم با دیوار حرف میزنم🙃

هری پاتر

هری پاتر: پروفسور این واقعیه؟ یا همه‌ی این‌ها تو ذهنم اتفاق میفته؟


 دامبلدور: معلومه که توی ذهنت اتفاق میفته هری، ولی کی گفته که در این صورت واقعی نیست؟


«هری پاتر»

پ.ن:این جمله واسه من کلی حس خوب داره🙂


چه کار به غم های هم داریم؟!

راست میگفت
من غمی ندارم
اگر نا امیدی جدایِ از غم تعریف شود

راست میگفت
من
غمی ندارم

ولی
 در عمق همین بی غمی هم
غمی نشسته

دروغ نمی گفت..
ولی خوب نگاه نکرده بود..

 z_h

من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر...

 

 

گاهی می شود خود واقعی بعضی ادم هارا

 از چشم هایشان دید!!
بعضی ها،

شاید خودشان حرفی برای گفتن نداشته باشند..

 اما چشماهایشان...
امان از چشم ها..!
نه!!امان از حرف ها..!
امان از بعضی حرف ها؛

 که به زبان نمی آیند ،‌‌

اما به چشم چرا..!!!


#امان_از_چشم_ها..!

تظاهر بس نیست؟!بی گمان خود واقعیمان را از یاد برده ایم...

 

 

اینجا پر است..

ازدست هایی که خسته نمی شوند...

ازنگه داشتن نقاب...


#فریدون_فرخزاد

شروع


خیلی وقت بود که بیخیال وبلاگ نویسی شده بودم..

ولی برگشتم برای یه شروع دوباره

بسم الله الرحمن الرحیم

Designed By Erfan Powered by Bayan